آنگاه که تنها میشوم..

سلام

ابتدا بابت وقفه طولانی در به روز کردن وبلاگ عذر خواهی میکنم

امیدوارم از این به بعد بیشتر بتونم به وبلاگ سر بزنم

و آنگاه که تنها میشوم:

       آنگاه که تنها میشوم و آنگاه که غم سراسر وجودم را فرا میگیرد؛

آنگاه که از زمین و زمان دلگیرم و آنگاه که آسمان را میبینم

 که با فریادهای بی حاصلم گوشش را میخراشم

و به خود نگاه میکنم که هیچ چیز نیستم

اینجاست که ناگهان به یاد تو می‌افتم...

            لذت تنهایی

 در این لحظه روح من به پرواز در میآید و بند بند وجودم را

شوق حضور تو فرا میگیرد

و اشک شوق حضور تو قطره قطره بر گونه هایم جاری میشود

و آنچنان حالی به من دست میدهد که...

که حتی حاظر نیستم جای خود را با بزرگترین پادشاهان عوض کنم

آنگاه است که ارزش حضور تو را با تمام وجود درک میکنم...

               «آدمی در عالم خاکی نمی‌آید به دست

                                  عالمی دیگر بباید ساخت وز  نو آدمی»

/ 14 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا

پيش پاي نو بهارم، بامن از گلها بگو ............ پشت پرچينهاي باغ از رقص بلبلها بگو......... از شميم عطر گلها زباغستان دل بگو ........ از شقايق هاي عاشق ، عطر سنبلها بگو ..... از غرور غنچه اميد و اين دلهاي وابسته بگو ....... با من از رگبار باران بيقراريهاي ابرها بگو ....... از تلاطمهاي دريا ، صبر ساحلها بگو ........ از پرپر شدن هزاران گل در اين خاک بگو ..... بازهم از ريشه جوشان اين گلها بگو ....... از لب خندان اشک شوق گلهاي سرخ بگو ..... کاروان گل رسيد ، از عشق محملها بگو ........... از گل محمدي که مي راند مرا تا خاطره بگو ...... از من و ما ، شعله جانسوز محفلها بگو ........

رضا

سلام و درود بر شما و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما ...انا انزالنا فی الیله القدر لیله القدر خیر من الف شهر...و شهادت شاه مردان مولای متقيان حضرت امام علی ابن ابی طالب (ع) را بشما و تمام مومنيت تسليت عرض ميکنم و آرزو ميکنم در اين شبهای عزيز ..شبهای قدر که در رحمت خدا باز و بخشندگی پروردگار بی نهايت است به فيض برسيم و ما را جزو ياران آقايمان و سرورمان امام زمان قرار دهد ......التماس دعا ....در پناه حق ... ...در کمال شوق دستش داده بر جانان خويش ...آن دو مه را کوئيا نبود اندر ميان ....ماه کعبه می درخشد در دل جانان خويش ...جمله انجم سر به تعظيمش فرود آورده اند ...گوئيا مولا علی را کرده حق مهمان خويش ...او ولی حق بود اين را رسول الله گفت ...زين سبب ميسازد او را يار و هم پيمان خويش ...گفت من بر هر که بودم سرور و پير و مراد ...زين پس آرد نزد حيدر تحفه آن ايمان خويش ...دست او را می فشارم چون علی جان من است ....کيست در عالم گذر سازد دمی از جان خويش ....

دختری در مه

در آنجا بر فراز قله ی کوه دئ پايم خسته از رنج دويدن به خود گفتم در اين اوج ديگر صدايم را خدا خواهد شنيدن سلام اميدوارم خوب باشيد ممنونم از اينکه به ديدنم آمديد و خوشحالم از اينکه از اين پس بيشتر به ديدنم می آييد . همیشه منتظر حضور گرم شما هستم .

ث

با اين شعر آخرت که برای مولانا یا حافظ بايد باشه وحشتناک مخالفم . اگه قرار آدمی بدست بياد همينجاست تو همين کسافت زمين . راستی خيلی وقتها ما توهم زده می شيم درضمن دوره پادشاهی سر اومده و ديگه پادشاهی نيست که اين پيشنهاد رو بهت بده

اشک ابر

سلام حامد جان... نماز و روزت مقبوله حق تعالی... واقعا شرمندم... اصلا وقت نمی کنم بیام نت.... ولی بیادتم اپ کردی خبرم کن....وتو خبرنامم عضو شو

(آفتاب خاموش)

در جواب نظر آقا یا خانم « ث »: ابتدا خیلی ممنونم از حظور و توجه شما اما در مورد انتقاد اولتون باید بگم منظور از "عالمی دیگر بباید ساخت" نه این که به یه عالم دیگه بری اونی که شما میفرمایید "عالمی دیگر بباید رفت" هست. من فکر میکنم نباید به معانی شعر خیلی سطحی نگاه کرد میشه ما تو همین دنیا واسه خودمون عالمی دیگه بسازیم و آدم دیگه ای بشیم و در مورد دومین نظرتون هم باید بگم اگه قرار بود در اشعار هیچ مبالغه و تشبیهی نبود و همه چیز همین که هست می بود اولا که اصلا نیازی به گفتن شعر نبود و ثانیا از زیبایی و ظرافت شعر کاسته میشد باز هم ممنونم از حضورتون موفق باشید...

بهناز

آدمی در عالم خاکی نمی آيد بدست عالمی ديگر ببايد ساخت و ز نو آدمی اين نو به نو کردن و نوسازی عجيب نياز است.هر بار که فراموش ميشود رکود در انتظار است و احساس ماندگی.

مریم

راستی یادم رفت بگم بزرگ باهوش !