خانه دوست کجاست؟
از تو ام یا رب فراموشی مباد ..... هرکه میخواهد، فراموشم کند
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: "خاک" - شنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩۱

خدایا، پرواز را به ما بیاموز تا مرغ دست آموز نشویم،

و از نور خویش آتش در ما بیافروز تا در سرمای بی خبری نمانیم.

خون شهیدان را در تن ما جاری گردان تا به ماندن خو نکنیم و دست آن شهیدان را بر پیکرمان آویز تا مشت خونین شان را برافراشته داریم.

خدایا، چشمی عطا کن تا برای تو بگرید، دستی عطا کن تا دامانی جز تو نگیرد، پایی عطا کن که جز راه او نرود و جانی عطا کن که برای تو برود.

«شهید مهدی رجب بیگی»

 

 و اکنون که این انقلاب به برکت خون شما به ثمر نشست، چه بگویم؟

 چگونه بگویم که پس از شما که جان دادید برای عزّت، ما به تنها چیزی که فکر

  نکردیم و شکر گزارش نبودیم همین عزّت بود!

 فراموش کرده ایم که زمانی افسر آمریکایی که در ایران خدمت میکرد به

  خاطر حضور در بین جمعیت وحشی (مردم ایران)!! حق توحّش میگرفت؟

 فراموش کرده ایم که اغلب پزشکان مملکت ما، هندی و پاکستانی و امثالهم بودند.

 به این فکر نکردیم که تا قبل از انقلاب، ادامه تحصیل حتی در پایین ترین مقاطع در

  ایران ممکن نبود و به جز عده کمی سرمایه دار که توان خارج رفتن داشتند،

  مابقی مردم بی سواد و کم سواد باقی میماندند؟!

 این برای ما مهم نیست که یک ایرانی اجازه دست درازکردن به سگ آمریکایی

 را نداشت، در حالی که ما اجازه محاکمه قاتل آمریکایی را هم نداشتیم؟!

  امروز مسایلی برای ما در اولویت است که نزد شما کم اهمیت ترین مسایل بود.

 امروز ارزش برای ما فقط آسایش است و بس...

 آسایشی که خداوند آن را برای دنیا خلق نکرده است!...

 امروز بعضی از ما حاضریم عزّتمان را فدای نانمان کنیم...!

 ما فراموش کرده ایم که برای چه آمده ایم و مقصدمان کجاست...

 ما را ببخشید که درک نمیکنیم شما برای چه انقلاب کردید

 ما را ببخشید که امروز در ازای برداشتن تحریمها حاضریم عزّتمان را بدهیم

 همان عزّتی که شما جانتان را برایش دادید

 ما را ببخشید و برایمان دعا کنید که مثل شما باشیم و بفهمیم شما را

 بفهمیم که مرگ با عزّت بهتر از زندگی با ذلّت است...

 نکند آخرتمان را به دنیایمان بفروشیم!


 نکند یاد کوفه و کوفیان را برای امام زمانمان زنده کنیم...

         

 

« دهه فجر و پیروزی انقلاب اسلامی بر تمام عزتمداران و عزت دوستان مبارک باد»

 

 

"خاک"
گدای عشقم و سلطان وقت خویشتنم نیاز، مسکنت و عجز و غم سپاه من است زنند طعنه که اندر جهان پناهت نیست، به‌جان دوست، همان نیستی پناه من است...
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :