| خانه دوست کجاست؟ |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
تا حالا به انواع عشق فکر کردید؟!
اصلا آیا عشق انواع داره؟..
آیا میشه عاشق هر چیزی شد؟؟..
آیا دوست داشتن همون عشقه؟....
آیا عاشق شدن یعنی دل بستن؟..
آیا میشه به هر کسی یا هر چیزی دل بست؟...
آیا وابستگی به چیزی که ناپایدار باشه درسته؟...
آیا هوس و شهوت در عشق واقعی دخالت داره؟..
آیا در دوستی های دنیوی که به عشق معروف است شهوت دخیل نیست؟...
اگر دخیل نیست چرا اکثرا عاشق جنس مخالف میشن؟...

اینها سوالاتی است که اگر پاسخ منطقی داده شود معنای واقعی عشق
هویدا میشود
از آنجایی که عشق شدیدترین و نابترین علاقه است پس انواع ندارد:
هست آیین دو بینی ز هوس...قبله عشق یکی باشد و بس
و از آنجایی که عشق دلبستگی را هم به همراه دارد؛ پس نباید عاشق یک
معشوق نا پایدار شد؛چون در این صورت وقتی عاشق دلبسته به معشوق است
با از بین رفتن معشوق کار عاشق هم په آخر میرسد
در حالی که عشق واقعی پایان ندارد
در عشق واقعی شکست معنا ندارد...
پس وقتی از کسی واژه شکست عشقی را میشنویم باید بدانیم او
معنای عشق را نفهمیده...
راستی کدام معشوق است که پایان نمیپذیرد؟...
کدام عشق است که در آن شکست نیست؟
کدام معشوق است که هر عاشقی را میپذیرد..؟!

باید عاشق او شد...
عاشقی باش که گویند به دریا زدو رفت...نه که گویند خسی بود که جوبارش برد
| لینک |
گویند خدا گناهات را ببخشد...گیرم که ببخشد زخجالت چه کنم؟!!
هر گاه در خلوت خودم به تو فکر میکن از شدت شرمساری
سرم به زیر میافتد.!
هر گاه به یاد پرده ای عظیم که بر عیبهای من کشیدی میافتم..
هرگاه به یاد خوبیهایی که از من بر زبانها جاری ساختی و من
لایق آن نبودم میافتم ...
هرگاه به یاد نعمتهای فراوانی که به من بخشیدی و من باز
ناسپاس بودم میافتم...
هرگاه به یاد بلاهایی که با تمام گناهکاریام از من دفع کردی میافتم
و هرگاه به یاد میآورم که با تمام مهربانیات باز از تو گلایهمند بودم
در حالی که تمام مشکلاتم از جانب خودم بود
عرق شرم سراسر وجودم را فرا میگیرد..!
و آنگاه است که از شدت خجالت نمیتوانم از تو چیزی بخواهم
و باز وقتی به یاد پیمانهایی که یکی پس از دیگری با تو بستم
و همه را شکستم میافتم؛ حتی روی آنکه دیگربار از تو عذرخواهی
کنم را ندارم..!!

اما خدایا: من که جز تو کسی را ندارم که از او کمک بگیرم
و باز راهی جز این ندارم که با تمام گناهانم و با نهایت شرمساری
روی به جانب تو آورم و دست نیاز به سوی تو دراز کنم...
و میدانم کرم و بزرگواری تو از تمام گناهان من بیشتر است...
«فرا رسیدن ایام سراسر غم و اندوه محرم را به تمام عاشقان تسلیت
عرض میکنم »
به قطره قطره اشک تو خدا نظاره میکند
به وقت گریه ها چرا خدا خدا نمیکنی؟!
التماس دعا..
| لینک |
بیا به خانه آلاله ها سری بزنیم
ز داغ با دل خود حرف دیگری بزنیم
به یک بنفشه صمیمانه تسلیت گوییم
سری به مجلس سوگ کبوتری بزنیم...
به یاد قربانیان کوی منا...
به نای غفلت خود؛نیش خنجری بزنیم

شبی به حلقه درگاه دوست دل بندیم
اگر چه وا نکند؛دست کم دری بزنیم...
تمام حجم قفس را شناختیم؛بس است
بیا به تجربه در آسمان پری بزنیم
به اشک خویش بشوییم آسمانها را
ز خون به روی زمین رنگ دیگری بزنیم
اگر چه نیت خوبی است «زیستن»؛اما
بیا دست به تصمیم بهتری بزنیم...
« هفته بسیج گرامی باد » «قیصر امین پور»
| لینک |
همه روز روزه بودن؛همه شب نماز کردن
همه ساله حج نمودن؛سفر حجاز کردن
ز مدینه تا به کعبه؛سر و پا برهنه رفتن
دو لب از برای لبیک به وظیفه باز کردن
به مساجد و معابد؛همه اعتکاف جستن
ز ملاهی و مناهی؛ همه احتراز کردن
شب جمعهها نخفتن؛به خدای راز گفتن
ز وجود بی نیازش؛ طلب نیاز کردن
به خدا که هیچ یک را؛ثمر آنقدر نباشد
که به روی نا امیدی؛در بسته باز کردن

« نا امیدی انسان را قبل از مرگ میکشد »
امام علی «ع»
| لینک |
سلام
ابتدا بابت وقفه طولانی در به روز کردن وبلاگ عذر خواهی میکنم
امیدوارم از این به بعد بیشتر بتونم به وبلاگ سر بزنم
و آنگاه که تنها میشوم:
آنگاه که تنها میشوم و آنگاه که غم سراسر وجودم را فرا میگیرد؛
آنگاه که از زمین و زمان دلگیرم و آنگاه که آسمان را میبینم
که با فریادهای بی حاصلم گوشش را میخراشم
و به خود نگاه میکنم که هیچ چیز نیستم
اینجاست که ناگهان به یاد تو میافتم...

در این لحظه روح من به پرواز در میآید و بند بند وجودم را
شوق حضور تو فرا میگیرد
و اشک شوق حضور تو قطره قطره بر گونه هایم جاری میشود
و آنچنان حالی به من دست میدهد که...
که حتی حاظر نیستم جای خود را با بزرگترین پادشاهان عوض کنم
آنگاه است که ارزش حضور تو را با تمام وجود درک میکنم...
«آدمی در عالم خاکی نمیآید به دست
عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی»
| لینک |
برای اکثریت مردم بچه ها دوست داشتنیاند
اما تا حالا فکر کردید چرا بچه ها دوست داشتنیاند؟؟
یه چند تا خصلت تو بچه ها هست که تو بزرگتر ها به ندرت دیده میشه
و پیامبر (ص) هم میفرماید من به خاطر همین چند خصلته که بچه ها رو دوست دارم:
۱- بچه ها زیاد گریه میکنن...
اصلا سلاح کودکان همین گریه است که ما کمتر ازش استفاده میکنیم
و خوشا به حال کسانی که به خاطر اشتباهات و گناهانشان بگریند
به یک اشک ندامت جرم عالم میتوان شستن
به چشم خویش دیدم وسعت دریای رحمت را
۲- بچه ها خاکیاند و خاکبازی رو دوست دارند
هر که شد خاک نشین برگ و بری پیدا کرد
سبز شد دانه چو با خاک سری پیدا کرد
۳- بچه ها دلبستگی به مال دنیا ندارند و اسباب بازیهای خودشون رو
به دست خودشون خراب میکنن که این موضوع تو بزرگترها بر عکسه
پدر و مادر امروز بشر سیم و زر است...آدمیت دگر از دوده حوا مطلب
۴- کینه توز نیستند و خیلی زود راضی میشن و در اوج ناراحتی با گرفتن یه
شکلات میخندند
ز یاران کینه هرگز بر دل یاران نمیماند
به روی آب جای قطره باران نمیماند

۵- بچه ها آرزوهای طول و دراز و بزرگ ندارند. مثلا آرزوهاشون به داشتن
یک دوچرخه ختم میشه یا...
زیاده از سرت ار یک کله به دست آری
به خاک پای عزیزان؛ که درد سر باشد
| لینک |
عشق یعنی در میان خون شدن از همه جز یار خود بیرون شدن
عشق یعنی تا سحر در سوز و ساز
یعنی بر زانوی غم اشک نیاز
عشق یعنی بی نهایت انتظار یعنی امید و صبوری تا بهار
عشق یعنی داغ هجران سوختن
یعنی اشک از دیده بر دل دوختن
عشق یعنی یک نگاه مهربان یعنی رودی در پی دریا روان
عشق یعنی دست سبزی داشتن
یاسمن در شورهزاری کاشتن
عشق یعنی لاله یعنی رازقی یعنی از دل با خدایت عاشقی
عشق یعنی فاطمه یعنی علی
یعنی یک پیوند نا بگسستنی
عشق یعنی اولین یعنی خدا عشق یعنی آخرین یعنی خدا...
| لینک |
تا حالا شده در حین نماز یادت بیاد که فلان ساعت قرار داشتی؟؟
یا این که یادت بیاد کیفتو تو تاکسی جا گذاشتی. و یا خیلی چیزهای
دیگه از این قبیل؟
متاسفانه واسه خیلی هامون اتفاق می افته!!!
اصلا فراموش میکنیم چرا ایستادیم رو به قبله!چی داریم میگیم؟
با کی حرف میزنیم؟؟!!
فهم کن تا با که میگویی سخن با خدا؛ یا با خیال خویشتن؟...
در نمازی یا که دعوا میکنی؟ یا جوال و مال پیدا میکنی؟...
در رکوعی یا که فکر نان و آب؟ یا معلق میزنی با صد شتاب؟..
در سجودی یا مگر همچو کلاغ میزنی بر خاک؛منقار و دماغ؟...
نصف عمرت از ریاضت کاسته این نماز از تو خدا کی خواسته؟...
شرم کن از این نماز ای بی ادب
هان مکش بیهوده این رنج و تعب...

« وقتی که رو به قبله ایستاده ای؛دنیا و آنچه در آن است و
همه مخلوقات را فراموش کن؛ و قلبت را از همه آن چیزهایی که
تو را از یاد خداوند غافل میکند؛خالی ساز و با دیده قلب؛عظمت
خداوندی را مشاهده کن و به یاد آور که اکنون در پیشگاه
خدای یگانه ایستاده ای»
| لینک |
الهی سینه ای بی کینه ام ده....دلی روشن تر از آیینه ام ده
الهی بر دل من بخش نوری.....کرم فرما مرا ذوق حضوری
که بیزارم از این افسردگی ها....از این دمسردی و دلمردگی ها
در این ویرانسرای آشنا سوز....که از شب تیره تر باشد مرا روز
کسی را پرسشی از حال من نیست....نمیدانم که با من آشنا کیست
همه نایم نوای بی نوایی....غریبم در دیار آشنایی

نمیخواهم ز تو نام ونشان را....طریق آشکارا و نهان را
مرا از جام عشقت ساغری ده....دلی آشفته؛پر سودا سری ده
بسوزانم درون آتش عشق....فروزان شعله های سرکش عشق
چنان کز من نماند خود نشانه....در این دریای نا پیدا کرانه
که در دریا همه آب است؛آب است....عبث این خود نمایی از حباب است
در این دریای بی پایان حبابیم....ولی غافل ز اصل خود که آبیم
خوشا آنان که از خود دیده بستند....حباب خودپرستی را شکستند
«مصطفی قمشه ای»
| لینک |
پشه ای گردان چو گردی در فضا
پشت یال شیری افتاد از قضا
بس که آن ناچیز خودبینیش بود
پیش خود بر شیر سنگینیش بود
لحظه ای نگذشته با شیر کلان
گفت آن مسکینِ لاغر کای فلان:
گر تو را بر یال سنگینیم ما
بازگو تا بیش ننشینیم ما!!!
شیر گفت از این زمان تا هر زمان
هر کجایی؛ هر چه میخواهی بمان
گر نه خود گفتی به یالم جسته ای
من ندانستم کجا بنشسته ای...

چه خوبه که ما هم هر وقت احساس خود بینی کردیم؛
از این داستان یادمون بیاد و با خودمون فکر کنیم شاید ما هم نسبت به
خیلی ها مثل این پشه باشیم نسبت به شیر....!
| لینک |
حتما همه شما این جمله رو که:
«گناه پرده عصمت را میدَرد» شنیده اید...
تا حالا فکر کرده بودید این جمله بر چه اساسی میتونه گفته شده باشه؟؟
من هم تا حالا به این فکر نکرده بودم که این جمله بر چه اساسی گفته شده
تا اینکه چند روز پیش در قرآن به یه آیه از سوره اعراف برخوردم
که با خودم حدس زدم این جمله که میگن «گناه پرده عصمت را میدَرد»
ممکنه از تفسیر این آیه بر اومده باشه.
خداوند در این آیه میفرماید:
هنگامی که شیطان آدم و حوا را فریب داد و از آن درخت چشیدند اندامشان(عورتشان)
بر آنها آشکار شد و شروع کردند به قرار دادن برگهای (درختان) بهشتی بر
یکدیگر تا آنرا بپوشانند...(اعراف-۲۲)

و در چند آیه بعد خداوند خطاب به ما میفرماید:
ای فرزندان آدم: لباسی برای شما فرو فرستادیم که اندام شما را میپوشاند و
مایه زینت شماست؛ولی لباس پرهیزگاری بهتر است.(اعراف-۲۶)
ای فرزندان آدم: شیطان شما را نفریبد؛آنچنان که پدر و مادر شما را از
بهشت بیرون ساخت تا عورتشان را به آنها نشان دهد؛ چه اینکه او
و همکارانش شما را میبینند و شما آنها را نمیبینید...(اعراف-۲۷)
..........
امیدوارم همه بتونیم به آیات قرآن عمل کنیم..
سال خوبی رو برای همه آرزو میکنم
راستی: از این به بعد به احتمال زیاد کمتر میتونم بیام نت
اما همیشه به یادتون هستم و نظراتتون رو میخونم و استفاده میکنم...
(التماس دعا...
)
| لینک |
عشق را گوهر ز کانی دیگر است....مرغ عشق از آشیانی دیگر است
هر که با جان عشق بازد این خطاست
عشق بازیدن ز جانی دیگر است
....
کی کند عاشق نگاهی در جهان؟
زانکه عاشق را جهانی دیگر است
در نیابد کس زبان عاشقان....
زانکه عاشق را زبانی دیگر است
نیست عاشق را به یک موضع قرار
هر زمانی در مکانی دیگر است...
گر چه عاشق خود در اینجاست در میان
جای دیگر در میانی دیگر است...
.............
ذرّه ای اندوه تو از هر دو عالم خوشتر است
هر که گوید نیست دانی کیست؟آن کافر است
هر که را ذرّه ای از این اشک است
از نم او ذرّه ذرّه تا ابد موج آور است
«روز اربعین حسینی بر تمام شیعیان جهان تسلیت باد»
التماس دعا...
| لینک |
به قول سهراب سپهری:
چترها را باید بست؛زیر باران باید رفت
با همه مردم شهر زیر باران باید رفت
دوست را زیر باران باید دید
عشق را زیر باران باید جست...
رختها را بکنیم:
آب در یک قدمیست...
روشنی را بچشیم و نگوییم که شب چیز بدیست
و نپرسیم که فوارهی اقبال کجاست؟..
ونپرسیم چرا قلب حقیقت آبیست؟..
و نپرسیم پدرهای پدرها چه نسیمی؛چه شبی داشته اند؟
پشت سر نیست فضایی زنده
پشت سر باد نمیآید
پشت سر پنجرهی سبز صنوبر بستهاست
پشت سر خستگی تاریخ است...
و نترسیم از مرگ:
مرگ پایان کبوتر نیست
مرگ در ذهن اقاقی جاریست
مرگ در آب و هوای خوش اندیشه نشیمن دارد
مرگ در ذات شب دهکده از صبح سخن میگوید
مرگ در حنجرهی سرخ گلو میخواند
مرگ گاه در سایه نشستهاست به ما مینگرد
و همه میدانیم؛ریه های لذّت پر اکسیژن مرگ است
پرده را برداریم...
بگذاریم که احساس هوایی بخورد
بگذاریم غریزه پی بازی برود..
ساده باشیم
چه در باجهی یک بانک چه در زیر درخت
ریه را از ابدیت پر و خالی بکنیم
کار ما شاید این است:
که میان گل نیلوفر و قرن
پی آواز حقیقت بدویم....
«آری؛کار ما در این دنیا
دویدن به دنبال حقیقت است؛ دویدن تا رسیدن»
| لینک |
آه اینجا غربت و غم مانده است..
عشق در خط مقدم مانده است...
شهر بوی سکه و نان میدهد...
بوی دالانهای زندان میدهد..
کوچه کوچه شهر را گردیده ایم...
یک سلام بی طمع نشنیده ایم..
شهر ما را شیمیایی میکند..
روح را؛ دل را؛ ریایی میکند...
باز در دل خاطراتم زنده شد... سینه ام از ناله ها آکنده شد

مرا كشت خاموشي ناله ها... دريغ از فراموشي لاله ها
كجا رفت تاثير سوز و دعا؟..!! كجايند مردان بي ادعا؟..
كجايند شور آفرينان عشق؟.. علمدار مردان ميدان عشق؟
كجايند مستان جام الست؟.. دليران عاشق؛ شهيدان مست؟
همانان كه از وادي ديگرند... همانان كه گمنام و نام آورند..

امشب به علي (ع) خواهم گفت:
اينجا كسي انبان نان به دوش نميگيرد
اينجا چقدر دروغ ميگويند...
اينجا عقيل درد فقيري نميكشد...
اينجا نهج البلاغه را؛
در كتابخانه هاي چوب گردويي زجر ميدهند
*********************
بياييد صداقت علي (ع) را صادر كنيم
و صداقت امام را...
بياييد استقلال را
در ورزشگاه آزادي جستجو نكنيم...!!
| لینک |
به جای گریه به کار زمانه میخندم ..... ز سوز آتش دل چون زبانه میخندم
به نامرادی من خنده زد زمانه و من .... به هر که خواست مراد از زمانه میخندم
تو از خرابی این آشیانه نالی و من .... ز بی ثباتی هر آشیانه میخندم

بیا به نیک و بد زمانه خنده زنیم ... به نفشبندی نا پایدار خنده زنیم
به کار بسته که آخر چو غنچه باز شود ... بیا چو بلبل امیدوار خنده زنیم
چرا ز شام ملال آور خزان نالیم؟ ... بیا به جلوهی صبح بهار خنده زنیم
زمانه صفحهی آینده را نهان دارد ... بیا به کارهای نهان آشکار خنده زنیم
کنون که ما همه بازیچگان تقدیریم
بیا به نیک و بد روزگار خنده زنیم
| لینک |
روزها همچنان از پی هم میگذرند
و دوباره محرم با آن حال و هوای سحر انگیزش از راه میرسد
دوباره عطر خوش حسینی به مشام میرسد
و نوای «یا حسین» گوش جان را نوازش میدهد
محرم که می آيد بغض در گلو هايمان تازه ميشود و غم در خانه دلمان ساکن
فقط اشک است که ميتواند غبار غم را از دلهايمان بشويد!
نميدانم چه رازی در نام حسين(ع) نهفته است که ما را اينچنين ديوانه و مجنون کرده...!
حسين......عاشورا....کربلا...! عجب غربتی دارند بعضی وازه ها !
به راستی چه کسی ميداند حسين کيست غير از خدا؟
چه قدرتی عشق حسين را در سينه هايمان قرار داد و ما را حسينی ساخت؟!
دلم ميخواهد گريه کنم!
دلم ميخواهد بدانم حسين کيست؟
دلم ميخواهد او را بشناسم!
دلم ميخواهد فقط از حسين دم بزنم
.jpg)
«در این ایام در لحظه های حساس دعا همدیگر را فراموش نکنیم»
| لینک |
به درگاه تو مینالم به زاری...مرا بگذار با این ناله هایم
به آه در گلو بشکسته سوگند... به سوز سینه های خسته سوگند
به غم پرورده محنت نسیبی ... که در خون جگر بنشسته سوگند
به اشک مادری کز داغ فرزند ... فرو ریزد به رخ پیوسته سوگند
به بیماری که در هنگامه مرگ ... بر آید ناله اش آهسته سوگند
به آن برگشته ایام نگون بخت ... که راهش از همه سو بسته سوگند
«مرا در بی کسی پیوسته کس باش»
« به وقت ناله ها فریاد رس باش »

به محرومی که نالد در شب تار ......... ز غمها جان او بر لب رسیده
به آن بیمار دار شب نخفته .......... که ریزد اشک محنت تا شپیده
به نا کامی که در شور جوانی .......... به خاک سرد گوری آرمیده
به پیر خسته جان مستمندی .......... که پشتش در تهیدستی خمیده
به آن طفل یتیم بی پناهی ........... که لبخند محبت را ندیده
« بده دستی که دستی را بگیرم
ز خجلت پیش محتاجان نمیرم »

قسم بر دستگاه کبریایی ... قسم بر شوکت ارش خدایی
قسم بر بینوای سیر چشمی ... که دارد صد نوا در بی نوایی
قسم بر گلرخ عاشق نوازی ... که در او نیست رنگ بی نوایی
قسم بر مادری کز هجر فرزند ... بود گریان به شبهای جدایی
قسم بر دختری کز راه پرهیز ... شکیبایی کند در پارسایی
« دو رنگی را ز جان من جدا کن
دلم را با محبت آشنا کن »
| لینک |
مترجم انواع متنهای انگلیسی به فارسی
متن انگلیسی را تا سقف ۱۵۰ کلمه وارد کنید و ترجمه کل متن را دریافت کنید
متن های تخصصی تمام رشته ها رو میتونید ترجمه کنید
البته وبلاگ من تو این زمینه ها نیست اما:
چون خودم یه بار نیاز داشتم اتفاقی این سایت رو دیدم؛ گفتم بد نیست شما هم بدونید
حتما نیازتون میشه 
| لینک |


